سلام دوستای خوبم

سال نو شما مبارک امیدوارم سالی پر از موفقیت و نشاط و سلامتی پیش رو داشته باشید .

چند وقتی نبودم که بدینوسیله عذر خواهی می کنم .

 

 

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٩
تگ ها :


 

بزرگترین نیکی شما در حق دیگران این نیست 

که بخشی از ثروت خود را به آنان ببخشید ،

بلکه این است که ثروتهای خودشان را بر آنان

برملا کنید .

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

وقتی در چاله افتادید از کندن آن دست بردارید .

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

نمی دانم آیا آن روز را بخاطر می آوری یا نه ،

آری آن روز را می گویم که غم همچمن هاله ایب چهر هام را پوشانده بود ،

آنروز که بغض راه گلویم را بسته بود

شاید بی آنکه بدانیم دلمان پر از کینه شده باشد

آنوقت از کم محلی دیگران به ستوه می آییم و یا شاید نگاهمان همانند تیر زهر آلود نفرت شده باشد . آنوقت از نگاه کج دیگران دلمان شکسته می شود ، پس تو را به خدا بیایید لحظه ای به خود آییم تا شاید آنگاه صادقانه تر قضاوت کنیم ،

بیایید خدا را بر کارهایمان شاهد ببینیم و قلبی را نشکنیم ، قدر آنچه خدا به ما ارزانی داشته بدانیم و ناسپاسی نکنیم ، که اگر چنین کردیم کمتر منتظر عفو خداوند باشیم ....

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

وقتی تنها در گوشه ای می نشینم و به گذشته نه چندان دور فکر می کنم ، می بینم که چقدر مقصرم ، خدایا تو که بخشنده ای تو که عیب پوشی بر من ببخشای.

در من قدرتی بنه تا همیشه خوب باشم ، محبت کنم و عشق بورزم ، حتی اگر دنیایم پاییز باشد .

دلم می لرزد وقتی یادم می افتد گنجشک لب بام را پر دادم ! کودک همسایه را ترساندم و به فقیر کنار خیابان اهمیت ندادم ! ....

خدایا مرا ببخش و مرا لحظه ای به خودم وا مگذار ...

  
نویسنده : ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

عشقی که از آن سخن می گویم مایه ی بیچارگی من است ،درست است در ابتدا این عشق زیبا اما گناه آلود در اعماق قلبم ریشه دواند و من احساس کردم که زندگی تازه ای را شروع کرده ام و اظهارات عاشقانه ، اشکها  و ناامیدی او مرا فریب داد، و موقعیتهایی که به ناخوداگاه در اختیار ما قرار گرفت به آتش این عشق دامن زد ...

آه خدای من من او را بسیار دوست داشتم و هنوز هم ... آه که من برای داشتن همچون گذشته ای چقدر دلگیرم .

گاه بنطرم می رسد که او دیگر مرا دوست ندارد ، که او هیچگاه مرا دوست نداشته است ، و انگیزه های خود خود خواهانه و پست او را وا داشت تا به عشقی تظاهر کند که هرگز آنرا احساس نکرده است.

من در عشق خود شکست خورده ام دیگر نخواهم کوشید تقدیر خود را عوض کنم ،بلکه بدون هیچ کلامی سرم را در مقابلش فرود می آورم و به آن رضا می دهم .

متاسفم که تقدیر کور بیگانه ای را در کنار او نشانده است که نه لیاقت تصاحب قلبش را دارد ونه شایستگی شریک بودن در لحظه هایش را ...

بگذار او در کنارت باشد ، همه چیز برایم بی ارزش می شود وقتی که نتوانم از عشق تو برخوردار باشم .

من تو را به خیر و صلاحت می سپارم ، من تو رارها می کنم تا آزادانه به سوی زندگی دلخواهت بروی ...

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

...با درد ها و زشتی ها و ناکامی ها آسوده تر می توان" تنها" ماند ،بی همدرد ،بی دوست ،در دردها دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است .

تقیه ی درد زیباترین نمایش ایمان است و به محبت خلوصی می بخشد که سخت شیرین است.

رنج تلخ است اما هنگامی که تنها می کشیم تا دوست را به یاری نخواهیم ،برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند و طعم توفیق می بخشد .

                                        دکتر علی شریعتی 

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


 

باید ایستاد و فرود آمد

برآستان دری که کوبه ندارد

که گر به گاه آمده باشی دربان به انتظار توست

و اگر بیگاه ،به در کوفتنت را پاسخی نمی آید ....

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :